اصول یادگیری مبتنی برمغز (وظایف معلم)

  1. مغز پردازشگری است که می تواند چند نوع اطلاعات را همزمان و موازی با هم پردازش کند .     وظیفه ی معلم این است که از راه کارها و فنون گونا گون برای فعال کردن مغز دانش آموز کمک بگیرد . یک روش یا یک راه کار به تنهایی پاسخ گوی فعال سازی مغز نیست . تدریس خوب و اثر بخش تدریسی است که بتواند تجربه های یادگیرنده را هماهنگ سازد و از این طریق بخش های مختلف مغز را به فعالیت وا دارد .
  2. یادگیری مستلزم در گیر شدن فیزیولوژیک مغز است . فشار روانی وترس به گونه ای متفاوت از صلح و آرامش یا چالش و خسته گی بر مغز اثر می گذارد .وظیفه ی معلم با آگاهی از میزان استراحت و تغذیه ...روش تدریس مناسبی را برای یاددهی و یادگیری انتخاب کند و با مدیریت مناسبی  مطالب درسی را به دانش آموزان عرضه کند .  
  3. جست و جوی معنا فطری است . مغز در عین حال که موارد آشنا را ثبت می کند به صورت همزمان برای پاسخ به محرک های جدید هم می کوشد . وظیفه ی معلم  نیاز است برای یادگیری محیطی ملموس آشنا و پایدار تدارک دیده شود همچنین باید زمینه ای را بوجود آورد تا در آن یادگیرندگان حس کنجکاوی   اشتیاق به نو جویی و اکتشاف و میل به مبارزه با مشکلات را در خود تقویت کنند .از رو درس هاباید معنا دار و مهیج باشند  و به یاد گیرنده در انتخاب هایش آزادی عمل بدهند .
  4. جست و جوی معنا از طریق الگو سازی / الگو یابی رخ می دهد .مغز از نظر ساختاری برای دریافت اطلاعات و تولید الگو طراحی شده است و در برابر الگوهای فاقد معنا مقاومت نشان می دهد .  وظیفه ی معلم اثر  بخشی تدریس در گرو آن است که   یاد گیرنده بتواند دست به معنا سازی بزند  و الگوهای مشخصی را پدید آورد . درهم تنیدن برنامه یدرسی و روی کردهای زندگی محور از زمینه هایی هستند که امکان معنا سازی و الگو یابی را بوجود می آورد .
  5. هیجانات نقشی تعیین کننده در الگوسازی دارند . یادگیری های هرکس بوسیله ی هیجانات زمینه های ذهنی و .... اعتماد بنفس تحت تاثیر قرار می گیرند و سازمان می یابند . وظیفه ی معلم نگرش ها و احساسات یادگی رندگان را درک کند   برداشت دانش آموزان از کمکی که می توانند از معلم و سایر افراد دخیل در آموزش دریافت کنند تاثیر زیادی بر یادگیری آن ها دا