مدیریت فرهنگی مسجد «آسیب شناسی حضور جوانان در مسجد » مقدمه
وقتی سخن از مدیریت فرهنگی در مساجد به میان ميآید، مسؤول ترین فرد در این فرایند، شخص امام جماعت است، كه به دلیل برخورداری از مبانی دینی و معرفت و دانش پیرامون احكام و معارف الهی، مسؤولیت تربیتی و تبلیغ دینی افرادی را كه در محدوده و قلمرو مسجد زندگی ميكنند، عموماً و نماز گزاران آن مسجد، خصوصاً به عهده دارد. ما در این مقاله قصد پرداختن به تمام ویژگیهای مدیریت فرهنگی مساجد را نداریم، اما با توجه به تجربه ی طولانی كه در امور دینی و فرهنگی مسجد دارم و به عنوان امام جماعت مسجد محله و دانشگاه ایفای نقش ميكنم، ميخواهم به دو ویژگی مهم یك مدیر فرهنگی كه همان امام جماعت مسجد ميباشد اشاره نموده و نتیجه گیری نمایم و آن دو ویژگی عبارت است از: 1- شناختن و بكار گیری شیوههای ماندگار و همیشه جاوید قرآن، پیامبر اعظم(ص) و امام علی (ع) در مدیریت فرهنگی و تبلیغی جامعه. 2- بكار بستن اصول مدیریت فرهنگی به عنوان محور اثباتی و شناخت نسبت به آسیبها و آفات به عنوان محور سلبی كه اثرات مثبت برنامههای فرهنگی و تربیتی مسجد را خنثی و از بین میبرد. شيوههاي فرهنگی و تربیتی قرآن 1-يادآوري نعمتها و رحمتهاي الهي: قرآن كریم ميفرماید: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ * الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ فِرَاشاً وَالسَّمَاء بِنَاء وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقاً لَّكُمْ فَلاَ تَجْعَلُواْ لِلّهِ أَندَاداً وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ ».(بقره/21 و 22) نعمت استقلال و آزادي : «وَاذْكُرُواْ إِذْ أَنتُمْ قَلِيلٌ مُّسْتَضْعَفُونَ فِي الأَرْضِ تَخَافُونَ أَن يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآوَاكُمْ وَأَيَّدَكُم بِنَصْرِهِ وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ »(انفال/26) : اي مومنان بيادآريد زماني را كه در بين دشمنان بسيار، عده كمي بوديد، شما را در سرزمين مكه خوار و ذليل مي شمردند و از هجوم مشركان بر خود ترسان بوديد. پس خداوند شما را در پناه خود آورد و بياري خود، نيرومندي ونصرت به شما عطا فرمود و از بهترين طعامها روزي كرد، باشد كه شكر نعمتش بجاي آريد. نعمت پيروزي بر دشمن : «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَاءتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا وَجُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا»(احزاب/9) : اي مومنان، نعمت خدا را بياد آريد آنگاه كه لشكري بر ضد شما جمع شدند، پس ما بادي تند و سپاهي كه با چشم نمي ديديد بر آنها فرستاديم. نعمت رزق و روزي : «يَا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالْأَرْضِ»(فاطر/3) : اي مردم، نعمت خدا را بيادآريد. آيا جز خداوند، آفريننده اي هست كه از آسمان و زمين به شما روزي دهد؟. نعمت وحدت : «وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ »(آل عمران/103) : نعمت خدا را بياد آريد كه بين قلبهاي شما الفت و دوستي بر قرار كرد هنگامي كه با يكديگر دشمن بوديد. نعمت رهبري و هدايت : «يَا قَوْمِ اذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنبِيَاء »(مائده/20): اي قوم، نعمت خدا را برخودتان بياد آريد هنگامي كه بين شما رسولاني را قرار داد. نعمت عفو و بخشش : مبلغ بايد بر اين نكته تاكيد كند كه دين اسلام، دين رحمت است و هيچگاه در رحمت بر روي بندگان بسته نيست .«أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ »(توبه/104) «غافر الذّنب و قابل التّوب»(غافر/3) و اوصاف ديگر خداوند متعال همچون «غفور»، «غفّار»، «رئوف»، «ودود»، نيز حاكي از باز بودن در رحمت است . 2- تحريك عواطف : خداوند متعال از اين شيوه براي تربيت انسانها استفاده ميكند بطور مثال براي دور نمودن مردم از غيبت كردن، آن را به خوردن گوشت برادر مرده تشبيه ميكند كه با توجه به نفرت انسان از مرده خواري عواطف و احساسات را برمي انگيزد : «أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا »(حجرات/12) و حضرت ابراهيم (ع) عموي خود آزر را با لفظ «يا ابت » (اي پدرم)، خطاب ميفرمود(مریم/42)، تا شايد از اين راه دلش نرم شده، عاطفه اش برانگيخته و به راه راست هدايت شود. قرآن براي ترساندن مردم از تقسيم ناعادلانه ارث عواطف پدري را تحريك كرده و فرزندان يتيمش را در مقابل چشمان او مجسم مي سازد; «وَلْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُواْ مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعَافًا خَافُواْ عَلَيْهِمْ »(نساء/9). و براي ترغيب فرزندان به احترام والدين و توهين نكردن به آنها پيري و ناتواني آنها را مطرح كرده و مي فرمايد: «وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً كَرِيمًا »(اسراء/23) و براي ترغيب مردم به ياري يتيمان، روحيه برادري را زنده ميكند; «وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْيَتَامَى قُلْ إِصْلاَحٌ لَّهُمْ خَيْرٌ وَإِنْ تُخَالِطُوهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ »(بقره/220) و حضرت عيسي (ع) براي برداشتن عذاب از مردم، در هنگام دعا با جمله اي عاطفي از خداوند مي خواهد; خدايا اگر بني اسرائيل را عذاب كني همه بندگان تواند: «ان تعذّبهم فانّهم عبادك »(مائده/118) 3- سوال كردن از مخاطب : مبلغ بايد از وجدان و يافتههاي مردم و باورهاي طبيعي آنان استفاده كند. همانگونه كه قرآن استفاده كرده است ; خداوند مي فرمايد اگر از كافران و مشركان سوال كني كه چه كسي آسمانها و زمين را آفريده است و خورشيد و ماه فرمانبردار چه كسي هستند؟ بطور يقين جواب مي دهند خدا آفريده است . زيرا وجدان آنها اجازه نمي دهد كه غير از اين جواب دهند: «وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ »(عنكبوت/61) «وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّن نَّزَّلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ مِن بَعْدِ مَوْتِهَا لَيَقُولُنَّ اللَّهُ »(عنكبوت/63) و نیز با يادآوري پديدههاي طبيعي، مردم را به تفكر وامي دارد; «أفرأيتم ما تحرثون. أأنتم تزرعونه أم نحن الزارعون ... أفرأيتم الماء الّذي تشربون أأنتم أنزلتموه من المزن أم نحن المنزلون ... أفرأيتم النّار الّتي تورون أأنتم أنشأتم شجرتها أم نحن المنشئون »( واقعه/63 تا 72) : آيا نمي انديشيد دانه اي را كه در زمين كشت كرديد شما آن را از خاك مي رويانيد يا ما مي رويانيم ؟ آيا آبي را كه (هر روز) مي نوشيد توجه داريد كه شما آن را از ابر فرو ريختيد يا ما نازل ساختيم ؟ آيا در آتشي كه روشن مي كنيد مي نگريد؟ آيا شما درخت آن را آفريديد يا ما آفريديم ؟ «أَمَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ »(نمل/60) «هَلْ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ »(يونس/35) و درباره معاد مي پرسد: «أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ » (مومنون/115) «افعيينا بالخلق الاوّل»( ق/15) : آيا در آفرينش اول عاجز بوديم (كه در برگرداندن دوباره شما عاجز باشيم )؟ و دهها سئوال دیگر... 4- بيان تاريخ و سرنوشت پيشينيان : قرآن مجید در آيات زيادي، حالات افراد و اقوام گذشته را متذكر مي شود: «وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مَرْيَمَ »(مريم/16)،«واذكر في الكتاب ابراهيم »( مریم/ 41)، «واذكر في الكتاب موسي »(مريم/51)، «قد خلت من قبلكم سنن فسيروا في الارض فانظروا كيف كان عاقبة المكذبين» (آلعمران/137). 5 - انگیزه ی تربیتی : يكي از مهمترين وظايف مبلغ، تعليم مردم است . همان چيزي كه از اولين و مهمترين وظايف رسولان الهي بوده است . «لقد من ّ الله علي المومنين اذ بعث فيهم رسولا من انفسهم ... يعلّمهم الكتاب و الحكمة ».(آل عمران/164) مبلغ بايد حقايق ديني را كه دشمنان خدا، سعي در پوشاندن آنها دارند، به مردم بياموزد زيرا مردم، با علم و آگاهي نسبت به دستورات الهي دچار انحراف نمي شوند. در دعای كمیل مي خوانيم : «... تجرّأت بجهلي »(مفاتیح الجنان، دعای كمیل) و انبياء به مجرمين مي¬گفتند: «بل أنتم قوم تجهلون ».(نمل/55) البته بايد توجه داشت كه تعليم با تربیت سودمند هست و لذا قرآن به این حقیقت تأكید ميكند: «هو الّذي بعث في الاميّيّن رسولا منهم يتلوا عليهم اياته و يزكّيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة» (جمعه/2) 6 - احترام به ديگران : احترام و شخصيت دادن به مبلغان پيشين لازم است زيرا ايشان نيز همان رسالتي را به دوش كشيده اند كه او ادامه دهنده آن است: «شرع لكم من الدّين ما وصّي به نوحا والّذي أوحينا اليك و ما وصّينا به إبراهيم و موسي و عيسي أن أقيموا الدّين و...».(شوری/13) حضرت علي (ع) مي فرمايد: «ارحم من أهلك الصّغير و وقرّ الكبير» و رسول خدا (ص) فرمود : «اذل ّ الّناس من أهان النّاس ». (محمدی ری شهری،1369، مكتب الاعلام الاسلامی، ج4، ص70 و ج3، ص444) 7- عالمانه و پاسخگویانه : مبلّغی كه پاسخ صحيح يك مسئله شرعي را نمي داند، باید از پاسخ غير يقيني خودداري كند كه خداوند بزرگ از اين عمل نهي فرموده است : «و لا تقولوا لما تصف السنتكم الكذب هذا حلال و هذا حرام لتفتروا علي الله الكذب ان ّ الّذين يفترون علي الله الكذب لا يفلحون »(نحل/116) : به خاطر دروغي كه زبانهاي شما توصيف ميكند، نگوييد اين حلال است و آن حرام، تا بر خدا افترا ببنديد، كساني كه به خدا دروغ مي بندند رستگار نخواهند شد. روحيه كودك با (لهو)، نوجوان با (لعب )، جوان با(زينت )، ميانسال با (تفاخر)، و پير با (تكاثر) سازگار است، بنابراين جوان بطور فطري شيك پوشي را دوست دارد و مبلغ بايد با توجه به اين روحيه با او گفتگو كند. اين حالتها از آيه قرآن استفاده مي شود: «إنما الحيوة الدنيا لعب و لهو و زينه و تفاخر بينكم و تكاثر في الاموال و الاولاد».(حدید/20) شیوههای فرهنگی و تبلیغی پیامبر اعظم(ص) امیرالمؤمنین(ع) در باره ی روحیات جامعه عرب پیش از اسلام میفرمایند : «خداوند، محمد(ص) را بیم دهنده جهانیان و امین وحی و كتاب خود مبعوث كرد و شما گروه عرب در بدترین آیین و پستترین جاها به سر میبردید. در میان سنگلاخها و مارها اقامت داشتید، آبهایلجنآلود میآشامیدید و غذاهای خشن (مانند آرد هسته خرما و سوسمار) میخوردید و خون یكدیگر را میریختید و از خویشاوندان دوری میكردید. بتها در میان شما برپا بود و از گناهان اجتناب نمیكردید».(صبحی صالح، بی تا، نهج البلاغه، خطبه26) با این حال آن حضرت،به دلیل ویِِژگیهای برتر و منحصر به فرد؛ یعنی معارف برتر و شناخت دقیق و همه جانبه ی مخاطبین،روشها و شیوههای بی نظیری را در امر تبلیغ وحی و معارف الهی بكار گرفته است كه به مهمترین آنها اشاره ميشود : 1- شناخت ظرفیت و قابلیّت مخاطبین: پیامبرگرامی(ص) با عنایت كامل به میزان پذیرش و استعداد هر فرد،دعوت خود را ابلاغ میفرمودند. تبلیغی كه از انعطاف برخوردارنباشد، ناكارآمد و خستگی آور است. پیامبر گراميدر این بارهمیفرمایند: «امرنا معاشر الانبیاء ان نكلم الناس بقدر عقولهم». (جزایری، بی تا، الحیاه، چاپ قدیم، ج1، ص146) 2- ارتباط صمیميو دلسوزانه با همه اقشار: دعوت پیامبر(ص) پیر و جوان، زن و مرد، فقیر و غنی، باسواد وبیسواد، را فرا ميگیرد چرا كه قرآن ایشان را «رحمة للعالمین»(انبیا/107)، «هدی للناس»(بقره/185)، «كافة للناس»(سبا/28) و «للعالمین نذیرا»(فرقان/1) توصیف نموده است . 3- استفاده از روشهای مناسب : روش هدایت پیامبر(ص) برای همه گروهها و طبقات یكسان نبوده وهر گروه یا فردی را به شیوهای خاص دعوت میفرمود. برای دعوت اهل كتاب، بر مشتركات تاكید و كافران را بهتفكر و تامل و خردورزی دعوت میفرمود. 4- توجه به نیازهای بشری : هر فرد آن هنگام تعادل و توازن خویش را باز مییابد كه نیازهایجسميو روحی او تامین شده باشد. قرآن میفرماید: «فلیعبدوا رب هذا البیت الذی اطعمهم من جوع و امنهم من خوف».(قریش/3 و 4) 5- آگاهی و تبلیغ عالمانه : پیامبر(ص) برای تبلیغ اسلام وحی الهی را میشناخت و به تمام زوایای آن آگاهی داشت. بدون تكیه بر این و آن، سخنانش رامیگفت و هیچگاه از ظن و گمانهای پوچ پیروی نمیكرد. قرآن نیزمیفرماید: «ولا تقف ما لیس لك به علم...».(اسراء /36 )و قرآن گواه صدق و درستی گفتار را برهان و دلیل میداند ومیفرماید: (قلهاتوا برهانكم ان كنتم صادقین). (بقره / 111 ) 6- عمل به گفتارقبل از ابلاغ: پیامبر(ص) همواره، بیش از همه به دستورات دینی كه آن را ابلاغ میفرمود، عمل میكرد. با این روش هم اطمینان و اعتماد مخاطب را جلب میكرد و هم ثابت مینمود كه عمل به دستورات دینی كار مشكلی نیست. چنانكه فرمودهاند : «ان الكلام اذا خرج من القلب دخل فی القلب و اذا خرج مناللسان لم یتجاوز الآذان». 7- مدارا و ملایمت در ابلاغ : یكی از عواملی كه پیامبر را موفق كرد خلق نیكو و رفتار پر از عطوفت آن حضرت بود . قرآن در این باره میفرماید : «فبما رحمه من الله لنت لهم و لو كنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولك ... ».(آل عمران/159) به همین جهت وقتی پیامبر (ص)، امیرمومنان (ع) و معاذ را برای تبلیغ به یمن روانه میسازد میفرماید : «انطلقا فبشرا و لا تنفرا و یسرا و لا تعسرا »(میزان الحكمة/1/294 ) مردم را مژده و بشارت دهید و آنها را از خود مرانید، بر آنها سهل و آسان بگیرید نه سخت و دشوار . 8- روش خیرخواهانه: قرآن شریف در وصف پیامبر(ص) میفرماید : «لقد جائكم رسول من انفسكم عزیز علیه ما عنتم حریص علیكم بالمؤمنین رئوف رحیم». (توبه/128) 9- ابلاغ مرحلهای و گام به گام : پیامبر(ص) به امام علی(ع) فرمودند : «ای علی، این دین، دین متینی است پس در آن به آراميوارد شو و بدان، كسی كه افراط و زیادهروی كند نه راهی را میپیماید نهپشتی برای خود باقی میگذارد». 10- پشتكار و اراده : آن چه باعثشد تا پیام نبی اكرم(ص) نفوذ بیشتری داشته باشدسعه صدر ایشان بود. خدای متعال در قرآن میفرماید : «لتبلونّ فی اموالكم و أنفسكم و لتسمعن من الذین اوتوا الكتاب من قبلكم و من الذین اشركوا اذی كثیرا و ان تصبروا و تتقوا فان ذلك من عزم الامور»(آل عمران/186) : یقینا شما با مال و جان آزمایش خواهید شد و از كسانی كه پیش از شما كتاب آسمانی بر آنها نازل شد و از مشركان زخم زبانخواهید شنید، و اگر صبر و تقوا پیشه كنید، یقینا چنین چیزیسبب قوت اراده در كارها است. 11- روش استدلال : قرآن شیوه ی دعوت پیامبر(ص) را در مورد افرادی كه دارای روحیهای منطقی و استدلالی هستند، این چنین معرفی میفرماید : «هو الذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم ایاته و یزكیهم و یعلمهم الكتاب والحكمۀ و ان كانوا من قبل لفی ضلال مبین». (جمعه/2) 12- روش موعظه : پیامبر(ص) برای جذب افرادی كه دارای احساسات و عواطفی جوشان بودند و همچنین بیداری عمومياز موعظه بهره میبردند. مواعظ پیامبر(ص) عمدتا در باره تقوا، زهد، دنیا، طول امل،هوای نفس، عبرت از گذشته، اهوال مرگ و قیامت و... بوده است. 13- استفاده از ابزار اقناعی در تبلیغ : سختترین مرحله در دوران تبلیغ پیامبر(ص) تغییر و تصرف درعقیده عربها و مشركان بود. زیرا آنان افرادی غالبا متعصب وبعضا عنود بودند. امام صادق(ع) نیز با توجه به همین نكتهمیفرماید: «ازالۀ الجبال اهون من ازالۀ القلب عن موضعه»(حرانی، 1384، تحف العقول، نشر بین الملل) : حركت دادن كوهها از برطرف كردن باورهای قلبی افراد آسانتراست. 14- احترام به آزادی : عقیده را نميتوان با زور منتقلكرد، باید مخالف، فرصت اظهارعقیده را داشته باشد. پیامبر(ص) نیز این نكته را رعایتمیفرمود. قرآن هم در این باره میفرماید : «لست علیهم بمصیطر».(غاشیه/22) «لا اكراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی». (بقره/256) 15- احترام به شخصیت : پیامبر(ص) در هر صورت از مشاجره وكوچك شمردن مخاطب احتراز میفرمود. هرگز در اولین برخورد باور افراد را تمسخر نمیكرد. قرآن كریم نیز در باره این نكته روانی و اخلاقی میفرماید : «و قل لهم فی انفسهم قولا بلیغا ». (نساء/63) بعضی از تفاسیر آیه را اینگونه معنا میكنند: «در خلوت و تنهایی با آنان گفتاری رسا و مؤثر بگو». (آلوسی، 1345ق، روح المعانی، امارۀ الطباعۀ المنیریۀ.) 16-تفاهم و تكیه بر مشتركات : پیامبر(ص) در سراسر دوران تبلیغ خویش بحث را از جایی كه موردپذیرش طرف مقابل بود آغاز میكرد. این شیوه سازنده به ویژه درمواجه با اهل كتاب به كار گرفته میشد.(مطهری، 1358، سیری در نهج البلاغه، نشر عین الهی، ص194) شیوههای فرهنگی و تبلیغی امام علی(ع) 1 - حكمت: به كارگیری حكمت در امر هدایت وتبلیغ، یكی از شیوههای ارزشمندی است كه امام علی (ع) در كنار «موعظه» و «مجادله» براساس فرموده قرآن كریم: «ادع الی سبیل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی احسن»(مطهری، 1358، نشر عین الهی، ص195) مورد توجه قرار داده است . 2 - موعظه : شیوه موعظهای امام علی(ع) كه عمدهترین شیوه تبلیغی آن حضرت است و از مجموع خطبهها و نامههای جمعآوری شده در نهجالبلاغه، 86 خطبه از 239 خطبه و 31 نامه از 79 نامه، یا تماما موعظه است و یا لااقل مشتمل بر یك سلسله موعظه است .(مطهری، 1358، نشر عین الهی، ص128 و 129) 3 - مجادله : از آنجا كه شیوه تبلیغی آن حضرت واقع نگری و حقیقتگرایی است از مجادله به غیر حسن (بد) پرهیز نموده و در موارد فراوانی روش مجادله به احسن و یا مجادله حسن را به كار برده است و طبرسی در كتاب الاحتجاج خویش نمونههای زیادی از این گونه موارد را بیان كرده است كه از مجادلات مهم آن حضرت در شورای تعیین خلیفه پس از درگذشت عمربن خطاب است. 4 - حقیقت گرایی و واقع نگری : سیاست اسلام و قرآن در تبلیغ، براساس حقیقت گرایی و واقع نگری استوار است نه براساس دروغ، ریا، سازشكاری، نیرنگ و به كارگیری ترفندها، امیرالمؤمنین (ع) میفرماید: «والله ما معاویة بادهی منی ولكنه یغدر و یفجر و لولا كراهیة الغدر لكنت من ادهی الناس ولكن كل غدرة فجرة و كل فجرۀ كفرة و لكل غادر لواء یعرف به یوم القیامة . . . ; به خدا قسم، معاویه از من زیركتر نیست، لكن او با نیرنگ و گناه و بیپروایی عمل میكند و اگر نبود نفرت از حیله و نیرنگ، من زیركترین مردم بودم ولی هر مكر و نیرنگی گناه است و هر گناه كفر است و برای هر نیرنگ باز پرچمياست كه در روز قیامت بدان معرفی میگردد .»(صبحی صالح، بیتا، دار الهجره، خطبه200) 5 - مخاطب شناسی : بهترین نمونه آن، برخوردهای گوناگونی است كه امام (ع) با مردم داشت . در بسیاری از موارد میبینیم كه با مردم برخورد پرمحبت و صمیميداشت و مؤمنان را از تندخویی برحذر میداشت و گاهی هم با دوستان گنهكار از هرگونه ترحم و احساسات عاطفی خودداری كرده است و با آنان برخورد بسیار شدید داشته است همانند اینكه امام صادق (ع) میفرماید : گروهی نزد امیرالمؤمنین (ع) رسیدند و گفتند: «السلام علیك یا ربنا; سلام بر توای پروردگار ما» آن حضرت از آنان خواست كه از این عقیده و گفتار خود توبه كنند ولی نصیحت امام (ع) در آنان اثر نكرد و آنان توبه نكردند سپس فرمان داد دو گودال در كنار هم حفر كردند و آنها را به وسیله گودالی به هم وصل كردند . آن گاه این گروه را در یكی از گودالها قرار داد و در دیگری آتشی برافروخت تا بر اثر دود ناشی از آتش مردند .(حر عاملی، 1387، وسائل الشیعه، نشر اسلامیه، ج5، ص192) 6 - كاربرد اصول روانشناسی : بهترین نمونه آن، زمانی است كه لشكرش با لشكر معاویه در صفین به یكدیگر میرسند و لشكر معاویه پیشدستی میكنند شریعه (محل ورود آب) را گرفته و آنان را از برداشتن آب مانع گشتند. در اینجا بود كه در برابر لشكرش قرار گرفته و چنین خطابهای ایراد كرد : «قد استطعموكم القتال فأقروا علی مذلة و تأخیر محلة، أورووا السیوف من الدماء ترووا من الماء فالموت فی حیاتكم مقهورین، والحیاة فی موتكم قاهرین، الا و ان معاویة قاد لمة من الغواة و عمس علیهم الخبر حتی جعلوا نحورهم اغراض المنیة » : همانا دشمن گرسنه جنگ است و از شما نبرد میطلبد، اكنون دو راه در پیش دارید یا تن به ذلت و پستی و عقب ماندگی دادن یا تیغها را با خون خود سیراب كردن و سپس سیراب شدن . مرگ این است كه زنده باشید اما مقهور و مغلوب، زندگی آن است كه بمیرید، اما غالب و پیروز . همانا معاویه گروهی ناچیز از گمراهان را به دنبال خود كشانده و حقیقت را بر آنها پنهان داشته است تا آنجا كه گلوی خویش را هدف تیرهای شما كه مرگ را همراه دارد قرار دادهاند .(صبحی صالح، خطبه 51) 7 - تبلیغ عملی : تبلیغ با عمل یكی از زیباترین شیوههای امام علی (ع) میباشد و آثار جاودانه و ماندگاری به وجود آورده است. امام صادق (ع) از پدرانشان نقل میكند كه مردی ذمي(اهل كتاب) با امیرالمؤمنین (ع) همسفر شد . ذميگفت: قصد كجا دارید؟ حضرت فرمود : قصد كوفه دارم . همین كه به دو راهی رسیدند و مرد ذمياز علی (ع) جدا شد، امیرالمؤمنین (ع) او را همراهی نمود . ذميگفت: مگر شما عازم كوفه نبودید؟ فرمود : چرا . ذميگفت : پس چرا راه خود را ترك كردید؟ فرمود: توجه دارم . ذميگفت: پس چرا به راه خود نرفتید و مرا همراهی كردید؟ فرمود: اتمام حق مصاحبت این است كه انسان رفیق خود را هنگاميكه از او جدا میشود همراهی كند و پیامبر ما چنین توصیه فرمود. ذميگفت: چنین دستور داده؟ فرمود: آری. ذميگفت: معلوم میشود كسانی كه او را پیروی كردهاند به دلیل رفتار خجسته او بوده است. از این رو من به حقانیت دین تو شهادت میدهم. ذمی، علی (ع) را همراهی كرد و چون وی را شناخت اسلام اختیار نمود.(كاندهلوی، 1381، انتشارات شیخ الاسلام، ج1، ص228) 8 - معرفی الگوها : یكی از شیوههای مهم تبلیغ، معرفی الگوهاست كه در این شیوه مبلغ میتواند واقعیت را عینیت بخشد . خطبه 159 از خطب آن حضرت در نهج البلاغه، شاهد بر این مدعا است . 9 - روش بیاعتنایی : در شیوه تبلیغی امیرالمؤمنین (ع) در موارد بسیاری دیده میشود كه چنین برخوردی با افراد جاهل و لجوج داشته است از جمله : مردی به نام «زرین» میگوید: در شهر كوفه در محل وضو گرفتن مشغول وضو بودم، مردی را مشاهده كردم كه كفشهای خود را درآورد شلاق خویش را بالای كفشهایش گذاشت، سپس نزدیكتر آمد و شروع به وضو گرفتن كرد . من به او فشار آوردم تا اینكه بر اثر فشار من روی دستهایش افتاد . پس برخاست و وضویش را كامل كرد . آن گاه سه بار با شلاق به سر من كوبید و فرمود: بپرهیز از اینكه دیگران را با فشار دادن كنار بزنی، عضوی از آنان را بشكنی و مجبور شوی غرامت آن را بپردازی . از مردم سؤال كردم این مرد كیست؟ گفتند: امیرالمؤمنین (ع) بود . من به سوی حضرت رفتم تا عذرخواهی كنم ولی آن حضرت توجهی نكرد .(وسائل الشیعه، ج3، ص515) 10 - روش دفع بدیها به خوبیها : در روایتی آمده است كه امام(ع) با گروهی نشسته بود زن زیبایی از كنار آنان گذشت چشمهای مردان لحظاتی زن را دنبال كرد، امیرالمؤمنین(ع) با توجه به آمادگی زمینه گناه و تحریك شهوت، شیوه خودنگهداری در برابر این غریزه قدرتمند را به آنان آموخت و آنان را به راه صحیح و معقول اطفای شهوت امر كرد . مردی از خوارج كه این روش بسیار ظریف و عمیق آن حضرت را مشاهده كرد شگفت زده گفت : خدای بكشدش چه دانش عمیقی!! همراهان امام (ع) از بیادبی این مرد به خشم و خروش آمده، قصد كشتن مرد را كردند . امیرالمؤمنین(ع) فرمود: آرام، بدگویی در مقابل بدگویی یا عفو ازگناه.(مجلسی، ج41،ص49) اما ویژگی دوم: مدیریت فرهنگی باید دو محور را مورد توجه ی خاص قرار دهد: 1- محور اثباتی: یعنی اصولی را باید در مدیریت خود به كار برده و به عنوان مبنای كار فرهنگی قرار دهد. 2- محور سلبی: یعنی باید عوامل و عناصری كه به مانند ویروس و میكروب خطرناك جسم و جان فعالیتهای فرهنگی را از بین ميبرد شناخته و آنها را از میدان فعالیتهای فرهنگی خارج و یا همواره آمادهی مبارزه با این آفات و آسیبها باشد. محور اثباتی: سه اصل اساسی است كه مدیریت فرهنگی باید به آن توجه ی ویژه داشته باشد: یك: زمان شناسي و بهره گيري از زمان: در مديريت فرهنگي، «زمان» از جهات گوناگوني حايز اهميت است؛ يك جهت كه جهت عام در هر نوع فعاليت و مديريتي است، «ارزش زمان» است كه در غالب فعاليتهاي مديريتي ما، توجه چنداني به آن نمي شود؛ بلكه اساساً ارزش فرصت و زمان را هنگامي درك مي كنيم كه بدانيم در آن مقطع زماني چه كارهايي را مي توانستيم انجام دهيم و انجام نداديم و به اصطلاح وقت كشي كرده ايم. از آن جا كه ما براي زمان هزينه اي نمي پردازيم، از ارزش آن هم غافليم. امروزه در دنياي مدرن، «زمان» يكي از مهم ترين سرمايهها براي دولتها، مديريتها و سازمانها به حساب مي آيد و بهره گيري صحيح از زمان است كه موفقيت يا شكست را رقم مي زند. «سازمان دهي صحيح زمان، بي ترديد يكي از نخستين بندهاي هر دستورالعمل براي موفقيت است. دشوارترين وظيفه در ميان گروهها، هميشه سازماندهي و مديريت زمان و تنظيم وقت توسط افراد گروه بوده است» (مدیریت و رهبری در تشكلهای اسلامی، ص225). جهت ديگر اهتمام به مسئله ي زمان كه خاص مديريت فرنگي و تربيتي است، آن است كه از يك منظر، همواره سه زمان ما را احاطه كرده است: گذشته، حال و آينده. مواجهه با هر يك از سه مقطع ياد شده، با ديگري متفاوت است. از آن جا كه زمان، ظرفي براي فعاليتهاي آدمي است، مدير فرهنگي بايد نسبت به هر يك از سه زمان حال، گذشته و آينده، برنامه و ايده مشخصي داشته باشد. نظر به نوع آنچه آدميان در اين فرصتها انجام مي دهند، رويكرد ما به هر يك از زمانهاي ياد شده نيز متفاوت است. گذشته ي هرجامعه اي سرشار از وقايع و حوادث شيرين يا تلخ است. چشم فرو بستن نسبت به اين وقايع، در واقع، ناديده انگاشتن برخي مواريث فرهنگي است. يك مدير فرهنگي بايد همواره فهرستي از وقايع تلخ و شیرین گذشته را پيش روي خود داشته باشد؛ وقايعي كه تأثيرات شگرفي بر حيات گذشته جامعه و فرهنگ آن داشته است. بعد ديگر زمان، حال است. منظور از زمان حال، وضعيت و فرصتي است كه هم اكنون در اختيار ما است و البته همراه با تحولات و اوضاع و احوال ويژه اي است. شناخت اين وضعيت، وظايفي را براي مدير فرهنگي رقم مي زند كه متفاوت از اقتضائات زمان گذشته است. مهم ترين مسئله از اين حيث، بهره گيري از لحظههاي زمان موجود و استفاده از آن در مسير اهداف فرهنگي و تربيتي است. همچنان كه براي فرد «عمل شايسته» يك وظيفه است، براي مدير فرهنگي نيز تدارك فعاليتها و برنامههاي مفيد يك اصل اساسي به شمار مي آيد. بعد سوم زمان، آينده است. از اين حيث، دورانديشي و آينده نگري براي مدير فرهنگي ضروري است. يك مدير فرهنگي بايد تحولات و اوضاعِ پيش روي را به خوبي پيش بيني نمايد و آمادگي مواجهه و رويارويي منطقي و صحيح با آنها را داشته باشد. افزون بر اين، زمان ظرف تحقق اهدافِ مديريت فرهنگي است كه البته بايد با تنظيم زمان بندي اهداف در انتظار آن است. شناخت زمان حال و آينده از اين حيث مهم است كه استعداد و آمادگي را براي مديريت فرهنگي به ارمغان مي آورد. امام علي عليه السلام مي فرمايد: «من عرف الايام لم يغفل عن الاستعداد (فروع كافی، ج8، ص22)؛ آن كسي كه زمان را مي شناسد، از آمادگي و استعداد لازم براي بهره گيري و مواجهه با آن غافل نمي ماند». امام صادق عليه السلام نيز از جمله فوايد زمانشناسي را اين ميداند كه اشتباهات و شبههها و لوابس، فرد را فرا نميگيرد و راه خروج از آنها را تدارك مي بيند: «العالم بزمانه لا تهجم عليه اللوابس (تحف العقول، ص256 و میزان الحكمه، ج2، ص1158)؛ آن كس كه زمان خويش را مي شناسد و به مقتضيات آن وقوف دارد، هدف هجوم اشتباهات وقايع نميشود». در حقيقت ثمرهي مهم زمان شناسي «بصيرت» است كه تأييد خود را بر رفتارهاي ديگر مدير مي گذارد. پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم از جمله ويژگيهاي انسان عاقل را بصيرت به زمان و احوال آن ميداند: «علي العاقل أن يكون بصيراً بزمانه مقبلاً علي شأنه حافظاً للسانه (خصال صدوق، ص525)». در اين جا مناسب است يك نمونه از بهرهبرداري از زمان و تنظيم رفتارهاي فرهنگي با آن را از سيره معصومين عليهم السلام بيان نماييم. فردي از اصحاب امام صادق عليه السلام كه نوع لباس و پوشش آن حضرت را متفاوت با لباس پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و سلم و ديگر ائمه ي قبل از آن حضرت مي ديد، زبان به اعتراض گشود كه والله ما لبس رسول الله مثل هذا اللباس و لا عليّ و لا احد من آبائك؛ به خدا قسم نه پيامبر گرامي اسلام و نه حضرت علي عليه السلام و نه هيچ يك از پدران تو، چنين لباسي نمي پوشيدند، حضرت در پاسخ مي فرمايند:«كان رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم في زمان قتر مقتر و كان يأخذ لقتره و اقتداره و ان الدنيا بعد ذلك ارخت عزاليها فاحق اهلها بها ابرارها ثم تلا: (قل من حرم زينه الله التي اخرج لعباده و الطيبات من الرزق) و نحن احقُّ من اخذ منها ما اعطاه الله؛ پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم در زمان تنگدستي و فقر مسلمانان زندگي مي كردند و مراعات آن تنگدستيها را مي نمودند؛ در حالي كه دنيا بعد از آن درهاي نعمت را گشود و شايسته ترين افراد براي استفاده از نعمات دنيا، نيكوكاران هستند. سپس اين آيه را تلاوت نمود: «بگو چه كسي زينتهاي الهي را كه خداوند براي بندگان خود آفريده و روزيهاي پاكيزه را حرام كرده است».(اعراف،/32) سپس فرمود: «ما شايسته ترين افرادي هستيم كه از نعمتهاي الهي استفاده مي كنيم»(فروع كافی، ج6، ص442). از جمله موارد استفاده از زمان، بحث نامگذاري روزها با فعاليتهاي ويژه و مهم است تا از اين رهگذر ارزشهاي ويژه، بيشتر پاس داشته شوند و توجه به نوعي از فعاليتها و امور در اذهان عمومي و اجتماع، بيشتر جلوه گر شود. دو: دين محوري: ميدانیم كه در كه درمراكز و اماكن مقدس مانند مسجد، تار و پود فرهنگ را بايد با معيارها و ارزشهاي ديني همسان و هماهنگ كرد كه الحمد لله این عنصر در مدیریت فرهنگی مسجد نقش اول را دارد. معناي اين سخن نقش محوري دين در فرهنگ است و مديريت فر هنگي بايد با اين ضابط، فعاليتها و برنامههاي خود را تنظيم نمايد. درست است كه فرهنگ موجود در يك جامعه ممكن است با معيارها و ضوابط اسلامي همخواني نداشته باشد، اما مديريت فرهنگي هيچ گاه نباید به فرهنگ موجود در يك جامعه به عنوان مبدأ و مقصد نگاه كند، بلكه سمت و سوي فعاليتها و برنامهها بايد متوجه «فرهنگ ايده آل» باشد. در اين صورت هر چند به يك باره با عناصر فرهنگي مغاير با ارزشها و آرمانهاي موجود در يك اجتماع برخورد نمي شود، ولي كوشش بر آن است كه در گذر زمان و با محوريت دين، جهت گيري ديني به فرهنگ و عناصر آن داده شود. امور فرهنگي اموري نيست كه به يك باره و در مدت زماني كوتاه بتوان آن را محو كرد و زدود. اين امر مستلزم برنامه ريزي و زمان بندي و تدريج است. آنچه مهم است، اين است كه هم ارزشيابي عناصر فرهنگي و هم اتخاذ نوع مكانيزمها و شيوههاي مواجهه با آن، با معيارهاي ديني انجام گيرد. آنچه در اين ميان مهم است، فهم صحيح از دين است كه يك مدير فرهنگي، بخصوص امام جماعت مسجد به عنوان مدیر فرهنگی و دینی، بايد قرائت صحيح و درستي از دين داشته باشد تا بتواند در نقد و تحليل پديدهها و عناصر فرهنگي به خوبي و درستي عمل نمايد. از اين رو، از جمله آموزشهاي لازم و ضروري براي افرادی كه در این زمینه مسئولیت دارند آموزش صحیح معارف ديني و شیوههای تبلیغ آن است. علامه محمد تقي جعفري در اين باره مي نويسد: «هر پديده و فعاليت فرهنگي كه با ارزشهاي متعالي انساني، مانند اخلاقيات و مذهب ناسازگار باشد، فرهنگ اسلامي آن را نميپذيرد؛ زيرا هر پديده و فعاليتي كه به نام فرهنگ در جامعه بروز كند و مخالف حيثيت و شرافت و شخصيت كمال طلب انساني باشد، اگر چه در جذاب ترين صورت عرضه شود، فرهنگ اسلامي با آن مخالفت نموده و از عرضه و ترويج آن جلوگيري مي نمايد.» (جعفری، محمدتقی، فرهنگ پیرو و فرهنگ پیشرو، تهران، 1373ص74) سه: انسان مداري گسترده ترين، عميق ترين و شديدترين نوع مديريت انساني، مديريت فرهنگي است؛ زيرا هم گسترهي آن محدود به يك قشر از انسانها مثلاً نوجوانان و جوانان نمي شود، بلكه ميان سالان و پيران از زن و مرد با هر قوميتي را پوشش مي دهد، و هم به انسان بما هو انسان و بالحاظ همه جوانب و ابعاد آن توجه جدي دارد، نه اين كه وجه خود را تنها به يك بعد و ساحت انساني محدود نمايد. اصل انسان مداري در مديريت فرهنگي ناظر به معناي ياد شده است. سر و كار مديريت فرهنگي با عموم اقشار اجتماعي است و حتي اگر به ظاهر يك قشر خاص در معرض برنامههاي مستقيم آن باشد، به طور غيرمستقيم و چه بسا اساسي تر، ساير اقشار نيز در ديدرس و دامنه ي برنامهها و فعاليتهاي او قرار دارند. به همين جهت در مديريتهاي فرهنگي مدارس و مساجد و فرهنگ سراها، اثر برنامههايي كه براي نوجوانان طراحي ميشود، هيچ گاه به خود نوجوان محدود نمي شود، بلكه خانواده آنان را نيز متأثر ميسازد؛ همچنان كه براي تأثيرپذيري و شركت فعال نوجوانان در اين گونه فعاليتها و برنامهها، هماهنگي و همراهي خانوادهها نقش بسيار مؤثري ايفا ميكند. وجه ديگر انسان مداري در مديريت فرهنگي، شناخت ابعاد انساني و ساحتهاي اوست. مدير فرهنگي بايد اطلاع درست و دقيق و كافي از ماهيت انسان و ابعاد و نيازهاي انساني او داشته باشد. برنامههاي عبادي برنامههاي اجتماعي، برنامههاي ورزشي، نقاشي و استفاده از زيباييهاي طبيعت، برنامههاي تفريحي و... هماره بايد در دستور كار مديران قرار گيرد. برنامههايي كه در جهت تقويت ابعاد جسمي، زيبايي طلبي و جمال خواهي و... است؛ گاه ناديده انگاشته مي شود و بيشتر بر برنامههاي عبادي به معناي اخص تكيه مي كنند و دقيقاً يكي از علل ناكارآمدي و افت تأثير عملكرد مديريتهاي فرهنگي و تربيتي ما همين مسئله است؛ در حالي كه مقتضاي روايات و متون اسلامي توجه جامع و همه جانبه به انسان حتي در برنامههاي فردي است. وجه ديگر انسان مداري در مديريت فرهنگي، شناخت مباني و ساز و كار تأثيرگذاري بر انسان و به اصطلاح دقيق هدايت انسان است. ضرورت شناخت مباني و مبادي رفتارهاي انساني و كيفيت سمت و سو دادن به فعاليتهاي انساني، برخاسته از همين اصل انسان مداري است، تا كيفيت و چگونگي نحوه شكل گيري باورها، احساسات و عواطف و افعال و رفتارهاي انساني را ندانيم و از چند و چون آن آگاه نباشيم، هرگز در دستيابي به اهداف مديريت فرهنگي موفق نخواهيم بود. در اين جا، به لحاظ اهميت اين وجه از انسان مداري، يكي دو نمونه از متون اسلامي را بيان ميداريم. نمونه اول، كاربرد رفق و مدارا و ملاطفت و ملايمت در فعاليتها و روشهاي مديريت فرهنگي است. اين امر آن قدر حايز اهميت است كه خداوند متعال در قرآن كريم، پيامبر خويش را فرمان مي دهد كه براي هدايت انسانها بايد از اين اصل به حد كمال بهره جويد و در مقام تعليل، به يك مبناي انسان شناختي اشاره مي كند و آن اين كه انسانها، در مقابل درشتي و خشونت، سرسختي و لجاجت در پيش مي گيرند. خداوند متعال مي فرمايد: «فبما رحمۀ من الله لنت لهم و لو كنت فظاً غليظ القلب لانفضوا من حولك»(آل عمران/ 159). به بركت رحمت الهي در برابر ايشان نرم و مهربان شدي و اگر خشن و سنگدل بودي از اطراف تو پراكنده مي شدند. نمونهي دوم توجه به مبادي رفتارهاي انساني اين است كه از نظر متون اسلامي با فرض ارضاي نيازهاي مادي و اوليه و جسمي انسانهاست كه مي توان انتظار رفتارهاي متعالي برخاسته از ميل و رضايت مخاطب را داشت و در چنين صورتي است كه اين گونه رفتارها تأثيرگذاري لازم خود را خواهند داشت. شايد وجه اين كه در متون اسلامي انجام فرايض به هنگام احساس گرسنگي، ادرار شديد و خستگي... (عدم وجود حالت جسمي و بدني مناسب) منع شده است، همين نكته باشد. محور سلبی در فرهنگ لغت به هر پدیدهای كه مایه تباهی و فساد چیزی شود،آسیب یا آفت گفته میشود.(المقری، 1405ق، دار الهجره، ج1، ص29) یكی از پدیدههایی كه مانند هر چیزدیگری در معرض آسیبها قرار میگیرد، تبلیغ دین و فعالیتهایجانبی آن است. این آسیبها در موقعیت و شرایط مختلف، متفاوتمیباشند. با قطع نظر از این موقعیتها و شرایط، شاهد لطمهها و خطراتی هستیم كه یك تبلیغ موفق را تهدید و در نهایت بازدهی و اثرمطلوب آن را كاهش میدهد. بر این اساس لازم است در وهله اول به آسیبشناسی شیوههای تبلیغ دینی و قرآنی پرداخت و سپس با استفاده از رهنمودهای قرآن و اهل بیت(ع)، به آسیب زدایی ازبوستان پرفیض پرداخت. دراین نوشتار به مهمترین آسیبهای تبلیغ در حدّ بضاعت، مورد توجه قرار ميگیرد : خود فراموشی: خود فراموشی یكی از نقاط آسیب پذیری برنامههای فرهنگی و دینی است; سخنمدیرفرهنگی و امور دینی در ابلاغ و تبیین معارف دینی، آنگاه در شنوندگان اثر ژرفو پایدار برجای میگذارد كه گوینده خود نیز بهرهای از اثراتپیامش برده باشد. در غیر اینصورت، نباید توقع توفیق چندانی رادر این مقصود داشت زیرا : 1- بیان از حرارت و احساس لازم، كه ناشی از انس قلبی گوینده وتاثر او در حین عمل به آن میباشد، خالی خواهد بود. 2- از آنجایی كه گوینده، خود آن مسیر را در عمل نیازموده، بهخوبی نخواهد توانست الگویی عملی و راهكاری موفق، برای دیگرانترسیم كند. 3- مهمتر اینكه معقول و پسندیده نیست كه دیگران را به نیكی ونیكو بودن دعوت و خود را فراموش كرد. چنانكه خداوند تبارك وتعالی در قرآن مجید، میفرماید: «أتأمرون الناس بالبر وتنسون أنفسكم و أنتم تتلون الكتاب ». بقره/44) بنابراین باید با اجابت آیه كریمه:«فاستبقوا الخیرات»(بقره/148) هم به دعوت قرآن و هم به فرمایش قرآن ناطق، حضرت امام صادق(ع):«كونوا دعاۀ للناس بغیر السنتكم»عمل كرده باشیم .(كلینی، بیتا، اصول كافی، ج2، ص78) سخنان باطل و ناروا : یكی دیگر از آسیبهای تبلیغ دینی، دچار شدن به سخنان باطل وناروا است; كه ناشی از مراجعه به منابع مطالعاتی و تحقیقاتیمنحرف و یا برگرفتن مطالب از«افواه الرجال» میباشد. آیه شریفه ذیل ناظر به بیان اینآفت است; «... شیاطین الانس والجن یوحی بعضهم الی بعض زخرف القول غرورا... ».(انعام/112) مبلغ همچنین باید از ایراد سخنان ناپخته و بدون مطالعه وبررسی در جوانب مختلف آن، پرهیز كند. زیرا ممكن است، دراینصورت پدیدهای را كه مهم و بزرگ استبرای شنونده كم اهمیت وكوچك جلوه دهد. و بهعكس چیزی كوچك و كم اهمیت را بزرگ و مهمجلوه دهد. قرآن مجید این نكته را نیز در این آیه شریفه موردتوجه قرار میدهد كه: «وتقولون بأفواهكم ما لیس لكم به علم وتحسبونه هینا وهو عند الله عظیم ».(نور/15) كسی كه مردم را به سوی خدا میخواند باید بینش خودشبه خدا بیشتر و كاملتر از آنها باشد. چنانكه در قرآن ميخوانیم: «قل هذه سبیلی ادعو الی الله علی بصیرۀ أنا و من اتبعنی»(یوسف/108) : بگو من و پیروانم، خلق را با بصیرت به سوی خدا فرا میخوانیم. استبداد به رای: یكی دیگر از آسیبهای تبلیغات اسلاميخودمحوری است. چه بسیاركسانی كه با انگیزههای خیر و پاك راه تلاش دینی را برگزیدند وبه دلیل اجتهاد به رای در كام انحراف غلطیدند. قرآن كریم میفرماید: «ولاتقولوا لما تصف السنتكم الكذب هذا حلال و هذا حرام لتفتروا علی الله الكذب ان الذین یفترون علی الله الكذب لایفلحون».(نحل/116) از این آیه این پیام استنتاج ميشود كه بسیاری از سختگیریها، ناشی از جهل به دستورات اسلام است. تحلیلهای غلط : همچنانكه تحلیل درست و صحیح مسایل و حوادث نقش مهم و سازندهایدر روشنگری و رشد و شكوفایی فكری و فرهنگی افراد جامعه دارد;پیشبینیهای غلط و تحلیلهای نادرست مسایل نیز موجب سردرگميخودو دیگران خواهد شد. خداوند متعال نیز به خاطرهمین كار منكران را سرزنش كرده و میفرماید: «بل كذبوا بما لم یحیطوا بعلمه ولما یأتهم تأویله كذلك كذب الذین من قبلهم فانظر كیف كان عاقبۀ الظالمین»(یونس/39) : [آنها از روی علم و دانش قرآن را انكار نمیكنند] بلكه آنهاچیزی را تكذیب كردند كه از آن آگاهی نداشتند. و هنوز واقعیتشبر آنان روشن نشده بود. پیشینیان آنها نیز اینگونه تكذیبكردند. پس ببین كه عاقبت كار ظالمان چگونه بود. مبلغ باید بهتحلیل مباحث و مسایلی بپردازد كه : 1- اصل موضوع و جوانب آن كاملا برایش روشن و آشكار شده باشد2- قدرت و تسلط كامل بر طرح و بیان آن داشته باشد3-مخاطبانش توانایی درك و فهم آن را داشته باشند تحریف معارف : اسلام دین كاملی است كه در همه زمینهها دستورات، معیارها وطرحهای عملی دارد. اما تشخیص صحیح آنها نیازمند شناخت و تسلط بر مبانی و منابع اصیل دینی است ; زیرا در اینصورتممكن است مطالب غیر دینی در دین داخل و یا متون اصیل اسلاميراتحریف كند. از پیامبر اكرم(ص) در اینباره روایاتی نقل شده از جمله اینحدیثشریف كه فرمود: «من فسر القرآن برأیه فقد افتری علی الله الكذب».(مجلسی، 1403ق، دار احیاء التراث، ج36، ص227) مبلغ باید علاوه بر دقت در محتوای مطالبی كه بیان میكند باتحریفها و نسبتهای ناروایی كه افراد نادان بنام دین رواجمیدهند با روشی شایسته و پسندیده برخورد كند. چنانكه خدایسبحان فرموده: «وان منهم لفریقا یلوون ألسنتهم بالكتاب لتحسبوه من الكتاب وما هو من الكتاب ویقولون هو من عند الله وما هو من عند الله و یقولون علی الله الكذب وهم یعلمون»(آل عمران/78) : در بین ایشان [یهود] كسانی هستند كه هنگام تلاوت كتاب خدا زبانخویش را چنان میپیچند كه گمان میكنید [آنچه را میخوانند] ازكتاب[خدا] است و در حالیكه از كتاب خدا نیست و [حتی صریحا] میگویند : آن از طرف خداست با اینكه از طرف خدا نمیباشد و به خدا دروغ میبندند. درحالی كه آگاهند) . التقاط: مخلوط كردن حق و باطل با هم، التقاط است كه گناهش كمتر ازتحریف نیست و گمراهی مردم را در پی دارد. امام علی(ع) جملهای دارند كه به همین مطلب اشاره دارد ایشانمیفرماید : «و لكن یوخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فیمزجان فهنالك یستولی الشیطان علی اولیائه» : و اما چون قسمتی از حق و قسمتی از باطل گرفته و در هممیگردد، در آن هنگام شیطان بر دوستان خود، تسلط پیدا میكند . و امام (ع) حسن بصری كه سخنان آن حضرت را مينوشت، فرمود : چه مينویسی ؟ گفت : مطالب حكیمانه تو را یادداشت میكنم و مطالبی هم از خودمبه آنها اضافه كرده و برای مردم سخنرانی میكنم. حضرت به او فرمود : سامری نیز همین كار را میكرد. او میگفت من آثار رسول را گرفتم و با هنر خودم درآمیختم و گوسالهای ساختم كه مردم را منحرفكنم. به همین دلیل است كه حضرت رو به مردم كرد و فرمود : «اما ان لكل قوم سامریا و هذا سامری هذه الامه»(مكارم شیرازی، 1366، تفسیر نمونه، ج13، ص286) : آگاه باشید كه هر قوميیك سامری دارد و این شخص، سامری اینامت است!. نوآوری نوآوری در غیر امر دین عیبی ندارد. كسی در شعر یا هنر یافلسفه نوآور باشد، مانعی ندارد، اما نوآوری در دین جایز نیست، چون ما آورنده دین نیستیم، حتی امام هم آورنده دین نیست و چه بسا موجب بدعت در دین ميشود و حرام است. بنابرایننباید مطلق نوآوری را بدعت نامید. نوآوری یعنی:«ادخال فیالدین ما لیس فی الدین»: چیزی را كه در دین نیست از خود جعل كردن! تجدد گراییهای افراطی: باید توجه داشت كه پرهیز از افراط و تفریط و گرایش به اعتدالدر هركاری، خالی از دشواری نیست. گویی همیشه راه اعتدال كه پرهیز از افراط و تفریط است، یك خط باریك بوده، كه اندك بیتوجهای موجب خروج از آن است. این كه درآثار دینی وارد شده كه«صراط» از«مو» باریكتر است، اشارهبه همین نكته است كه رعایت اعتدال در هر كاری، سخت و دشواراست. بدیهی است كه مشكلات جامعه بشری نو میشود و مشكلات نو،راه حل نو میخواهد. «الحوادث الواقعه»جزء پدیدههای نوظهوریاست كه حل آنها بر عهده حاملان معارف اسلامياست. بنابراین ضرورتوجود مجتهد در هر دوره، و لزوم تقلید و رجوع به مجتهد زندههمین است; والا در سلسله مسایل ثابت ولایتغیر میان تقلید اززنده و مرده فرقی نیست. به هر حال تجدد گرایی افراطی، كه هم در شیعه و هم در سنی وجودداشته و دارد در حقیقت عبارت است از : 1- آراستن اسلام به آنچه از اسلام نیست. 2- پیراستن آن، از آنچه از اسلام هست، به منظور رنگ زمان زدن وباب طبع زمان كردن. اینها آفتبزرگی برای نهضت اسلامياست. و وظیفه مبلغ آن است كهبا روشی مؤثر با تاثیرات ناشی از این آسیبها مبارزه كند. (موگهی، 1381، تبلیغ و مبلغ در آثار مطهری، ص334 و335) اوهام، خرافات و سنتهای ناروا : بی تردید یكی از آسیبهای تبلیغات اسلامی، رواج آداب و رسوم وسنتهایی است كه بر خلاف تعالیم اسلام بوده و همواره سد راهگسترش این دین مبین بوده است. علمای بزرگ اسلام هرجا كه سنتهای جاهلی سد راه تكامل جامعه میشد، حتی به قیمتآبروی خویش با آنها مبارزه میكردهاند. سنتشكنی وسیلهای برایرشد جامعه در بستر تعالیم اسلام و ایجاد فضای مناسب برای تعالیو ترقی فرهنگ و اندیشه در جامعه اسلامياست. البته در این راهگروهی همواره در مقابل حق جویان قرار دارند. قرآن كریم در این باره میفرماید : «وكذلك ما ارسلنا من قبلك فی قریه من نذیر الا قال مترفوها إنا وجدنا آبائنا علی امة و إنا علی آثارهم مقتدون قال أولو جئتكم بأهدی مما وجدتم علیه آباءكم قالوا إنا بما ارسلتم به كافرون ».(زخرف/23 و 24) غرور: در فراز و نشیب كارهای تبلیغی همواره موفقیتها در كنار برخیناكامیهای ظاهری هستند. گاهی تمجید و تحسینها به دنبال یكسخنرانی جالب و مفید متوجه مبلغ میشود و گاهی نیز مبلغ دركارهای خود احساس موفقیت و كامیابی نمیكند. در هر دوصورت اوباید با تدبیر و تلاش به شناخت وظیفه و انجام آن، بپردازد. ناتوانی علمی: از مهمترین عوامل موفقیت در تبلیغ دینی، آگاهی و توانایی لازمدر بیان مسایل و موضوعات اسلامياست. سخنوری كه بدون علم و آگاهی از مطلبی در كرسی خطابه بحث میكندو پیرامون آن سخن میگوید، به ارزش كلام و شخصیتخود آسیبمیرساند و خویشتن را با عوارض نامطلوب آن مواجه میسازد چنانكه این نكته مهم، در كلام امیر بیان، حضرت علی(ع) چنینآمده است كه: «لاتقل ما لاتعلم...». (آمدی، غرر الحكم، بیتا، چاپ افست، ج2، ص828) وابستگی مالی به افراد ناصالح : تبلیغات اسلامياگر آلوده به سودطلبی شد، بتدریج ارزش واقعیشرا از دست میدهد و جذب كانونهای قدرت مادی میشود. در تاریخ ادیان به بسیاری از عالمان و راهبان اهل كتاب برخوردمیكنیم كه به اقطاب قدرت و ثروت نزدیك میشدند تا از یكسو از وجهه آنان استفاده كنند و از سوی دیگر از دنیای آنان بهرهگیرند. چنانكه در آیه زیر آمده است : «إن كثیرا من الاحبار والرهبان لیأكلون أموال الناس بالباطل و یصدون عن سبیل الله...»(توبه/34) : بسیاری از عالمان اهل كتاب و راهبان اموال مردم را به باطلمیخورند. و سد راه خدا میشوند... و این پیامبر است كه بزرگترین مبلغ تاریخ اسلام بوده، از قول قرآن ميفرماید : «قل ما أسئلكم علیه من أجر إن أجری الا علی رب العالمین»(شعراء/127) :ای پیامبر، بگو: ( به خاطر رسالت و نبوت از شما اجر نمیطلبم بلكه اجر من بر پروردگار عالمیان است . بنابراین، اگر مبلغان دینی بتوانند و سعی كنند برای تامین معاشخود فكر دیگری بكنند و از راه تبلیغ، امرار معاش نكنند، دركار خود موفقتر و مؤثرتر عمل خواهند كرد، چرا كه راههای رزق وروزی در زندگی بسیاراست. ابهام در پیام : پیام تبلیغی مورد نظر باید از هرگونه ابهام و گنگ بودنپیراسته باشد تا مخاطب دچار سوء برداشت نشود، هر چه پیامروشنتر باشد، آرامش مخاطب در برداشت از مطالب بیشتر خواهدبود. رسول خدا(ص) در این مورد میفرماید: «إنا معاشر الانبیاء امرنا أن نكلم الناس علی قدر عقولهم»(كلینی، بیتا، اسلامیه، ج1، ص27) : ما گروه پیامبران، ماموریم كه با انسانها به اندازه عقلهاشان سخن گوییم. پرگویی : یكی از عواملی كه موجب خستگی و كسالت مخاطبان میشود، آن استكه مبلغ در بیان مقصود خویش بجای استفاده از كلام مختصر وبلیغ، پرگویی كند. از امام صادق(ع) روایتشده است كه فرمود : «قیل ما البلاغه؟، فقال(ع) من عرف شیئا قل كلامه فیه و إنما سميالبلیغ لانه یبلغ حاجته بأهون سعیه».(حرانی، 1384، تحف العقول، نشر نین الملل، چاپ دوم) امام كاظم(ع) نیز در این باره فرمودهاند : هر كس با زواید سخن خود، شیرینی و زیباییهای حكیمانه سخن رامحو كند... گویا بر نابودی عقل خویش اقدام كرده است».(كلینی، بیتا، اسلامیه، ج1، ص17) حضرت علی(ع) فرمود:«خیر الكلام ما لایمل ولایقل».(غرر الحكم، ج1، ص388، حدیث23) توجه به هدف تبلیغ : تبلیغ كار بسیار ارزشمندی است كه اول مسوولیت آن از طرف خداوند بر عهده انبیا و اولیا و سپس بر عهده علمای ربانی است. هدف تبلیغ در مكتب انبیا نجات مردم از طاغوتها، هواهاینفسانی، جهل، تفرقه، شرك، دعوت به ایمان به خداوند و قانونآسمانی و معاد و... است. بنا به فرمایش قرآن محتوای تبلیغ تمام انبیا یكی بوده است: «... أن اعبدوا الله واجتنبوا الطاغوت».(نحل/36) تندخویی و زود رنجی : مردميكه گرد مبلغ جمع میشوند گاهی اسباب آزردگی و دلسردی اورا فراهم ساخته و با اصرارها، نادانیها، خشنونتها، بدرفتاریهاو پرگوییهای خویش، مبلغ را به ستوه میآورند. خشم و آزردگی، مردم را پراكنده ميكند. چنانكه خداوندمتعال در قرآن كریم به پیامبر عظیم الشان و مبلغ كبیراسلام(ص) میفرماید:«فبما رحمة من الله لنت لهم ولو كنت فظا غلیظ القلب لانفضوا منحولك»(آل عمران/159) : ای رسول رحمت، خدا تو را با رحمتخویش با خلق مهربان و خوش خوی گردانید و اگر تندخو و سخت دل میبودی، مردم از گردتو پراكنده میشدند. دامن زدن به اختلافات : بی شك در هر اجتماعی، اختلافاتی میان مردم آن بهوجود میآید، كهگاه به لحاظ زمانی تا حدی هم ریشه دار و عمیق میباشد. و همچنین گاهی میان مسوولین یك منطقه و یا یك شهر و...اختلافاتی وجود دارد. مبلغ باید از دامن زدن به اینگونهنزاعها با هوشمندی و لطافت دوری گزیند. و اگر توانستباید آناختلافات را كاهش داده و جلوی گسترش آنها را بگیرد. مبلغ بایدبا نرمش و رفتاری منطقی مردم را به سوی راه راست هدایت كند. گرایش برخی مبلغان به جناحها و گروههای سیاسی باعث میشود تامردم سخنان او را همواره حمل بر طرفداری و تبلیغ جناح و گروهیكنند، كه مبلغ خودش را منتسب به آن میداند. ساده لوحی، زود باوری و اعتماد به همه : مدیر فرهنگی و مربی تربیتی نباید هر آنچه را میشنود باور كند و به همه افراد اعتمادكند. البته نباید با سوء ظن برخورد كرد; بلكه سخن در این استكه به سادگی، مطلب شنیده یا خواندهای را نقل نكرده و عكس العملنشان ندهد. قرآن میفرماید : «إن جائكم فاسق بنبأ فتبیّنوا ».(حجرات/6) آشنایی با دانش آمارگیری: آشنایی با مبانی آماری و برآوردهای عملكرد تبلیغاتی و نیزشیوههای بررسی بازتاب در آموزههای تبلیغی، نقش مهميدر پیشبردتبلیغ دینی دارد. تبلیغ دینی یك خدمت آموزشی و تربیتی است و قرآن در این زمینه ميفرماید : «و لاتقف ما لیس لك به علم إن السمع و البصر و الفواد كل اولئك كان عنه مسئولا »(اسراء/36) : [ای انسان!] آنچه را كه نسبتبه آن آگاهی نداری دنبال مكن كهچشم و گوش و دل، همه مسوولند. تضاد حرف و عمل : زبان عمل، مؤثرتر از زبان حرف است. اگر مخاطبان میان گفتار و كردار دعوت كننده تضاد و نا همگونی مشاهده كنند، نسبت به صاحب سخن اعتمادشان را از دست خواهند داد. در قرآن نیز نكوهش از كسانی شده است كه گفتار بلا عمل دارند. «لم تقولون ما لاتفعلون »(صف/2) وضعیّت نامطلوب متصدیان امور فرهنگی : حسن ظاهر، قرار نگرفتن در موضع اتّهام، آهنگ صدای خوب، آراستگی ظاهری، سیمای جذّاب، تمیزی، شیوایی گفتار و بیان، در اثر مثبت تبلیغ نقش داشته و ضد آنها، اثر منفی و مخرّب دارد. حضرت موسی وقتی مأموریت یافت برای دعوت فرعون به سوی او برود، از خدا خواست كه گره از زبانش بگشاید «و احلل عقدة من لسانی»(طه/27) و درخواست كرد كههارون را هم وزیر او قرار دهد تا پشتوانه ی او باشد، چراكه زبانش فصیح تر است. «و أخیهارون هو أفصح منّی لسانا فأرسله معی ...».(قصص/34) و حضرت سلیمان وقتی پیكی به سوی ملكه ی سبا ميفرستد تا او را به سوی سلیمان فراخواند، هدهد (شانه به سر)را انتخاب ميكند. مراعات نكردن بستر و زمینه ی لازم : هر حرف را به هر مخاطب نباید گفت. هر شیوه را با هرگونه مخاطب نميتوان به كار گرفت. بیان متناسب با سطح فكر مخاطبین، از همین عامل است. مراعات اندازه ی فهم و كشش فطری مخاطب، عامل جذب است. پیامبر اكرم(ص) فرمود : با مردم به اندازه ی فهمشان سخن بگویید و نیز فرمود : ما پیامبران، مأموریم به اندازه ی عقل و فهم مردم با آنان سخن بگوییم. «انّا معاشر النّاس امرنا ان نكلّم النّاس علی قدر عقولهم »(طباطبایی، 1382، سنن النبی، پیام آزادی) وجود ذهنیّت منفی در مخاطب : مثلا اگر مردم نسبت به یك نهاد و مركزی ذهنیّت منفی داشته باشند و مبلّغ از سوی همان مركز برای تبلیغ فرستاده شده باشد، مسلّما نميتواند در كار خود موفّق باشد. زدودن این عوامل و مهیّا كردن ذهن و قلب مخاطب، عامل تأثیر است. مثلا كاشی هرگز به دیوار كاهگلی نميچسبد. كنده ميشود و ميافتد. اگر مردم نسبت به گوینده بدبینی داشته باشند و او را دارای غرض بشناسند، تبلیغ او مؤثر نخواهد بود. تكرار زیاد : اگر یك سخن و تذكر مكرر گفته شود، گاهی تهوّع آور است. «كل شیء جاوز عن حدّه انقلب الی ضدّه ». تبلیغ مستقیم : تبلیغات صریح و مستقیم و رویاروی، در برخی موارد اثر منفی دارد. امام علی(ع) فرموده است : «التّعرّض للعاقل اشدّ من عتابه » : گوشه و كنایه زدن، برای عاقل سخت تر از توبیخ مستقیم است. در جای دیگر ميفرماید : «عقوبة العقلاء التّلویح، عقوبة الجهّال التّصریح »(محمدی، ری شهری، 1369، مكتب الاعلام الاسلامی، ج1، ص77) : كیفر عاقلان كنایه زدن است، كیفر جاهلان تصریح كردن است. كاربرد صنعت كنایه در قرآن بسیار مشهود است كه باید توجه شود. طرح شبهه، بدون پاسخ : در مسائل اعتقادی و اجتماعی، شبهه انداختن، راحت است، ولی پاسخ گفتن و شبهه زدایی دشوار است. اگر شبهه و سئوالی را طرح كنیم، ولی از عهدهی پاسخ محكم و قانع كننده و منطقی بر نیاییم، آ شبهه در ذهن ميماند و اینگونه تبلیغ، اثر منفی ميگذارد. نتیجه گیری برای تحقق آرمانهای قرآن، پیامبر اعظم و ائمه معصوم (ع) پیرامون مسجد و عینیت یافتن مسجد آباد، بر خورداری از عناصر و عوامل زیر ضرورت دارد: 1- از نظر زمانی، در یك موقعیّت جغرافیایی مناسب ساخته شود چرا كه این عنصر در جذب انسانها بویژه جوانان به مسجد نقش اساسی دارد. 2- از نظر معماری و مهندسی، باید توجه داشت كه در قرآن مسجد آباد مورد توجه شارع قرار گرفته است و این آبادی مسجد به شكوه ظاهری و رواقهای بلند و قندیلهای سر به فلك كشیده و نماهای شگفت انگیز نیست. بلكه آبادی مسجد به علم و عبادت و تواضع و تحقق رابطه ی متقابل عبودیت عبد و ربوبیت رب است. 3- مدیریت یكی از عوامل تأثیر گذار جدی در تحقق آرمانهای بلند مسجد اسلامياست. مدیریت درمسجد ابعاد مختلفی دارد كه یكی از آنها، بٌعد فرهنگی است. این بٌعد از مدیریت زمانی به اهداف مقدس خود نایل ميگردد كه دارای ویژگیها و برخوردار از شیوههای مفید و مؤثر باشد كه از جمله ی آنها: 1- بكار گیری اصول مدیریت فرهنگی مانند؛ زمان شناسی و بهره گیری از زمان، اصل دین محوری و انسان مداری. 2- شناخت شیوههای مؤثر و بی عیب و نقص پیامبربزرگوار اسلام(ص)، امام علی(ع) و آموزههای وحی در ارتباط با هدایت و تربیت انسانها. 3- شناخت موانع و آفات كه به طریق گوناگون اثرات مطلوب كارهای فرهنگی و تربیت دینی را از بین ميبرد.
منابع 1- قرآن كریم 2- حیدری، احمد رضا (1371)، خلاصه مقالات تبلیغ و تبلیغات، تهران: نشر سازمان تبلیغات اسلامی. 3- رزاقی، احمد (1377)، تبلیغات دینی (ابزار و شیوهها)، تهران: نشر سازمان تبلیغات اسلامی. 4- عماره نجیب، محمد موسی (1973م)، الاعلام فی ضوء الاسلام، ریاض: مكتبه المعارف. 5- امام خمینی، روحاللّه (1370)، صحیفه نور، تهران: سازمان مدارك فرهنگی انقلاب اسلاميایران، چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. 6- آیتاللّه جعفر سبحانی و دیگران، (1385)، راه رسم تبلیغ، انتشارات نور مطاف. 7- نوری، حاج میرزا حسین (1383)، مستدرك الوسائل، ایران: انتشارات دارالكتب الاسلامیه. 8- حر عاملی، محمد بن حسین (1387)، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشرعیه، مصحح عبدالرحیم ربانی، اتشارات دارالكتب الاسلامیه. 9- مجلسی، محمدباقر (بیتا)، بحارالانوار، چاپ بیروت : مؤسسه الوفا. 10- مسعودی، علی بن حسین (1383)، مروج الذهب، ترجمه ابوالقاسم پانیده، انتشارات علميو فرهنگی. 11- ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد (1386)، مقدمه ابن خلدون، ترجمه محمد پروین گنابادی، انتشارات علميو فرهنگی. 12- جزایری، سید نعمت اللّه (بیتا)، الحیاه، چاپ قدیم. 13- حرانی، ابومحمد (1384)، تحف العقول، ترجمه احمد جنتی، نشر بینالملل، چاپ دوم. 14- آلوسی، سید محمود (1345ق)، تفسیر روحالمعانی، مصر، اماره الطباعه المنیریه. 15- مطهری، مرتضی (1358)، سیری در نهجالبلاغه، انتشارات عیناللّهی، چاپ دوم. 16- ابیالقاسم الحسین بن محمد (بیتا)، المفردات فی غریب القرآن، تهران: انتشارات المكتبه المرتضویه. 17- الطریحی، فخرالدین (1408ق)، مجمعالبحرین، تهران: نشر فرهنگ اسلامی. 18- طباطبایی، محمد حسین(بیتا)، المیزان فی تفسیر القرآن، انتشارات جماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه فی قم المقدسه. 19- كاند هلوی، محمد یوسف (1381)، حیات صحابه، ترجمه مجیب الرحمن رحیمی، تربت جام: انتشارات شیخ الاسلام احمد جام. 20- رهبر، محمد تقی (1371)، پژوهشی در تبلیغ، تهران: نشر سازمان تبلیغات اسلامی. 21- محدث قمی، شیخ عباس (بیتا)، مفاتیح الجنان، كانون انتشارات علمی. 22- الصباغ، محمد (1389ق)، الحدیث، المجلس الاعلی للشئون الاسلامیه. 23- المقری، احمد بن محمد بن علی (1405ق)، المصباح المنیر، قم: دارالهجره، چاپ اول. 24- الكلینی، ابی جعفر محمد بن یعقوب (بیتا)، اصول كافی، ترجمه سید جواد مصطفوی، انتشارات علمیه اسلامیه. 25- مكارم شیرازی، ناصر (1366)، تفسیر نمونه، ایران: انتشارات دارالكتب الاسلامیه. 26- مطهری، مرتضی (1384)، سیرهی نبوی، انتشارات صدرا. 27- موگهی، عبدالرحیم (1381)، تبلیغ و مبلغ در آثار شهید مطهری، قم: مركز انتشارات دفتر تبلیغات اسلاميحوزه علمیه قم. 28- آمدی، عبدالواحد (بیتا)، غررالحكم و دررالكلم، ترجمه محمد علی انصاری، تهران: چاپ افست. 29- صادقی اردستانی، احمد (1380)، روش تبلیغ و سخنرانی، قم: بوستان كتاب قم، انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم. 30- طباطبایی، سید محمد حسین (1382)، سنن النبی، ترجمه حسین استاد ولی، انتشارات پیام آزادی. 31- یكن، فتحی (1378)، آسیبشناسی دعوت اسلامی، ترجمه داود نارویی، تهران: نشر احسان. 32- رزاقی، احمد (1370)، اهمیت و ضرورت تبلیغات، تهران: نشر سازمان تبلیغات اسلامی. 33- محدثی، جواد (1382)، روشها، قم: نشر معروف. 34- جمعی از نویسندگان (1377)، مجموعه مقالات تبلیغات و جنگ روانی، ترجمه حسین حسینی، تهران: پژوهشكدهی علوم دفاعی دانشگاه امام حسین(ع). 35- صبحی، صالح (بیتا)، نهجالبلاغه، قم: انتشارات دارالهجره. 36- محمدی ریشهری، محمد (1369)، میزان الحكمه، مكتب الاعلام الاسلامی. 37-جعفری، محمد تقی، فرهنگ پیرو و فرهنگ پیشرو، تهران، انتشارات علميفرهنگی، 1373.
|